تبلیغات
*یُریدونَ لِیُطفِئوا نورَاللهِ بِاَفواهِهِم واللهُ مُتِمُّ نورِه وَلوكَرِهَ الكافِرون*
 
*یُریدونَ لِیُطفِئوا نورَاللهِ بِاَفواهِهِم واللهُ مُتِمُّ نورِه وَلوكَرِهَ الكافِرون*
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : حسین محمدی
نویسندگان

چطور می فهمی که انسان سال 2012 هستی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


1. یهو نگاه میکنی می بینی خانوادت 4 نفر بیشتر نیستن ولی 10 خط موبایل دارن 


2. واسه همکارت ایمیل میفرستی،در حالیکه پشت میز بغل دستی تو نشسته 


3. رابطت با اقوام و دوستانی که ایمیل ندارن کمتر و کمتر میشه تا به حد صفر برسه 


4.ماشینت رو جلوی در خونه پارک میکنی بعدش با موبایلت زنگ میزنی خونه که بیان کمک و چیزایی رو که خریدی ببرن داخل 


5. هر آگهی تلویزیونی یا حتی اونایی که به دیوار زدن یه آدرس اینترنتی هم داره 


7. وقتی خونه رو بدون موبایلت ترک میکنی،استرس همه وجودت رو میگیره و با سرعت برمیگردی که موبایلت رو برداری. بدون توجه به اینکه 20-30 سال از عمرت رو بدون موبایل گذروندی 


8. صبحها قبل از خوردن صبحونه اولین کاری که میکنی با تمام وجود میدوی سمت موبایلت 


9. الان در حالیکه این ایمیل رو میخونی،سرت رو تکون میدی و لبخند میزنی 

10. اینقدر سرگرم خوندن این ایمیل بودی که حتی متوجه نشدی این لیست شماره 6 نداره 


11. الان دوباره برگشتی بالا که چک کنی شماره 6 رو داشته یا نه 


12. و من مطمئنم که اگه دوباره برگردی بالاحتماً شماره 6 رو پیداش میکنی،بخاطر اینکه خوب بهش توجه نکردی. 


13 .دوباره برمیگردی بالا ولی شماره 6 رو پیدا نمیکنی. خوب! من شوخی کردم ولی نشون میده که تو ، انسان عصر 2012، به خودت هم اعتماد نداری و هرچی بقیه میگن باور میکنی!



نوع مطلب :
سربرگ های دیگر : 2012، انسان سال 2012، انسان های این دوره، باحال،
پنجاه نكتة جالب و خواندنی.

 آیا می‌‌دانستید؟...
*هر تكه كاغذ را نمی‌توان بیش از 9 بار تا كرد.
*در هرم خئوپوس در مصركه 2600 سال قبل از میلاد ساخته شده است به اندازه‌ای سنگ به كار رفته كه می‌توان با آن دیواری آجری به ارتفاع 50 سانتی‌متر در دور دنیا ساخت.
*هر سال از 600/557/31 ثانیه تشكیل شده است.
*بزرگترین گل جهان فلوزیا نام دارد .
*بیشترین ضربان قلب راقناریها با1000 بار در دقیقه و كمترین را فیل با 27 بار در دقیقه دارد.
*اگر تمام رگهای خونی را در یك خط بگذاریم تقریبا 97000 كیلومتر می‌شود.
*سرعت صوت در فولاد 14 بار سریعتر از سرعت آن در هواست. 
*وقتی مگس بر روی یك میلة فولادی می‌نشیند میلة فولادی به اندازة دو میلیونیم میلیمتر خم می‌شود.
*نور خورشید فقط تا عمق 400متری آب دریا نفوذ می‌كند.
*امریكا تا 50 میلیون سال دیگر دو نیم خواهد شد.
*عدد 2520 را می‌توان بر اعداد 1 تا10 تقسیم نمود بدون آنكه خارج قسمت كسری داشته باشد.
*فشار در مركز خورشید تقریبا700 میلیون تن بر 452/6سانتی متر مربع است.
*طول عمر مردم سوئد و ژاپن از دیگر ملل جهان بیشتر است.
*شیشه در ظاهر جامد به نظر می‌رسد ولی در واقع مایعی است كه بسیار كند حركت می‌كند.
*داغ ترین نقطة كرة زمین در دالول اتیوپی است . در این منطقه در یك روز عادی دمای هوا در سایه به 94 درجه فارنهایت می‌رسد.
*آبشار آنجل در ونزوئل20 بار بلندتر از آبشار نیاگارا است.
*یك لیتر سركه در زمستان سنگینتر از تابستان است.
*30برابر مردمی كه امروزه بر سطح زمین زندگی می‌كنند در زیر خاك مدفون شده‌اند.
*نزدیكترین ستاره به زمین بعد از خورشید الفامنچوری است كه فاصلة آن تا زمین 3/4سال نوری است.
*تنها حیوانی كه نمی تواند شنا كند شتر است.
*فلز اوسمیم سنگینترین مادة روی زمین است .
*آیا میدانید ۶۰٪ از ماهواره های جهان نظامی و ۴۰٪ بقیه غیر نظامی است.
*در هر ثانیه بیش از ۵۰۰۰ بیلیون بیلیون الكترون به صفحه تلویزیون بر خورد می‌كند و تصویری را كه شما تماشا میكنید بوجود می‌آورد.
*آیا میدانید شانس شبیه بودن دو اثر انگشت یك به ‫64 میلیارد است‌.‏
*اگر امواج ماورای صوت را به قسمت محدودی از فضا كه در آن گرد و غبار و یا ذرّات دود سیگار موجود باشد بتابانیم این ذرّات با سرعت رسوب می‌كنند.
* آیا می‌دانستید درجه حرارت بالاترین قسمت یك شعله به 1540 درجه می‌رسد در حالی كه پایین ترین قسمت آن فقط 300درجه حرارت دارد.
* آیا می‌دانستید كه معنی لغت كانادا به زبان سرخ پوستی یعنی روستای بزرگ.
* آیا می‌دانستید كه قد انسان تا ۲۰, ۲۵ و گاهی تا ۴۰ سالگی بلند می‌شود و از چهل سالگی به بعد قد
انسان هر دو سال حدود شش میلی متر كوتاه می‌شود.
* آیا می‌دانستید كه ناخنهای دست، چهار برابر ، سریعتر از ناخن‌های پا رشد می‌كنند. 
* آیا می‌دانستید كه فقط با از دست دادن یك در صد از آب بدن ، احساس تشنگی می‌كنیم. 
* آیا می‌دانستید كه در حدود یك سوم سرطانهایی كه در نهایت منجر به مرگ می‌شوند با آنچه كه می‌خوریم در ارتباط هستند؟
* آیا می‌دانستید كه دهان انسان روزانه یك لیتر بزاق تولید می‌كند؟ 

*آیا می‌دانستید كه تنها موادی كه دارای یكی از عنصرهای آهن، كوبالت یا نیكل باشند جذب آهن ربا می‌شود. 
* آیا می‌دانستید كه مغز شما وقتی خواب هستید فعالیتش بیشتر است از وقتی كه در حال تماشای تلویزیون هستید؟ 

*آیا می‌دانستید كه مغولستان بزرگترین كشور جهان است كه به دریا و اقیانوس راه ندارد؟
* آیا می‌دانستید كه انگشت سبابه (نشانه) از سایر انگشتان دست حساستر است؟
* آیا می‌دانستید كه ملكة موریانه پنجاه بار بزرگتر از جفت مذكر خود است؟
* آیا می‌دانستید چیتا یا یوزپلنگ سریعترین حیوان خشكی است . او در عرض فقط 3 ثانیه تا 100 كیلومتر در ساعت سرعت می‌گیرد. ركوردی كه حتی سریعترین خودروهای فراری هم نتوانسته‌اند بشكنند. 

* طبق آمار صندوق بین المللی پول، ایران از نظر فرار مغزها در بین 91 كشور در حال توسعه و توسعه نیافته جهان در مقام اول قرار دارد.
* آیا می‌دانستید كه برج آزادی كه در بندر نیویورك(ایالات متحده امریكا) قرار دارد92 متر ارتفاع دارد و هدیه‌ای از طرف فرانسه است.قطعات این مجسمه كم كم باكشتی از فرانسه به امریكا آورده شد و در آنجا سر هم شد.
* آیا می‌دانستید تشكیل و تولّد سیاره‌ای مشابه زمین حداقل به سه میلیون سال نیاز دارد؟
* آیا می‌دانستید كه در هر شبانه روز تقریبا هیجده هزار لیتر خون در بدن به جریان انداخته می‌شود و این كار عظیم را قلب به تنهایی عهده دار است.
*آیا می‌دانستید كه شمار تلفات جانی در جنگ جهانی دوم كه بین سالهای 1939 تا 1945 بود، بیش از بیست و شش میلیون نفر بود؟
* آیا می‌دانستید كه تقریبا 300 متر مكعب گاز هلیم می‌تواند یك انسان را از روی زمین بلند كند؟
* آیا می‌دانستید كه كرمهای ابریشم در پنجاه وشش روز، هشتاد و شش هزار برابر خود غذا میخورند؟
* آیا می‌دانستید كه تیز پروازترین حیوانات جهان پرندگانیاند كه پرستوك نامیده می‌شوند پرستوك دم خاردار كه در آسیا زندگی می‌كند ، قادر است با سرعتی بیش از صد و شصت كیلومتر در ساعت پرواز كند و با بالاترین میزان سرعت یك قطار سریع‌السیر رقابت كند.
*آیا می‌دانستید كه كرة مریخ با سرعت 240 كیلومتر درساعت به دور خورشید می‌چرخد؟
*آیا می‌دانستید كه هرچه از مركز زمین فاصله بگیریم نیروی جاذبه كمتر می‌شود، در نتیجه وزن كاهش می‌یابد ، وزن فردی كه در خط استوا ایستاده از وزن همین شخص در قطب شمال و جنوب كمتر است زیرا در خط استوا زمین بر آمده تر و در قطب هموارتر است این تفاوت وزن حدود پنج درصد است. 

*آیا می‌دانستید كه ظروف پلاستیكی تقریبا پنجاه هزار سال در برابر تجزیه و فساد مقاومند؟
* آیا می‌دانستید كه رشد كودك در بهار بیشتر است؟
* آیا می‌دانستید كه یك چهارم خاك روسیه در سال پوشیده از برف است؟
* آیا میدانستید حس بویایی مورچه با حس بویایی سگ برابری می‌كند؟
* جهان حدود 7/13 میلیارد سال پیش متولد شده است. فقط حدود 4درصد عالم از ماده ، به شكلی كه ما می‌شناسیم تشكیل شده است، یعنی ماده معمولی كه ما می‌شناسیم و در آزمایشگاه وجود دارد، فقط 4درصد كل عالم را می‌سازد. 23درصد عالم را ماده تاریك سرد تشكیل داده كه دانشمندان اطلاعات خیلی كمی درباره‌اش دارند و 73 درصد باقی مانده را انرژی تاریك عجیب تشكیل می‌دهد كه تقریبا تنها چیزی كه در موردش می‌دانیم ، این است كه وجود دارد! هندسة كیهان تخت است و مشاهدات WMAP مدل تورمی را تایید می كند كه می گوید: جهان با مهبانگ(انفجار بزرگ) شروع شد و در زمان كوتاهی خیلی سریع منبسط شد و سپس آهنگ انبساطش كند شد تا به مقدار كنونیش رسید. این انبساط ادامه خواهد داشت و جهان تا ابد منبسط خواهد شد. نتایج اخیر امكان توقف انبساط یا باز رمیدن جهان در خودش را رد می كند. طبق محاسبات نخستین ستاره ها 200 میلیون سال پس از تولید كیهان متولد شدند. به خاطر زمانی كه طول كشیده تا این تابش به ما برسد این داده های جدید، جهان را درست آن طور كه بلافاصله پس از مهبانگ بوده، نشان می‌دهد. این تابش دورترین چیزی است كه دانشمندان تاكنون موفق به مشاهدة آن شده‌اند.



نوع مطلب :
سربرگ های دیگر : آیا میدانستید؟، پنجاه نکته، پنجاه نکته ی جالب و خواندنی، نکته های خواندنی،

پیام در پی اهانت نفرت انگیز دشمنان اسلام به ساحت نورانی پیامبر اعظم(ص)


در پی اهانت نفرت انگیز دشمنان اسلام به ساحت نورانی پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله و سلم حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به ملت ایران و امت بزرگ اسلام، پشت صحنه ی این حركت شرارتبار را سیاستهای خصمانه ی صهیونیسم، امریكا و دیگر سران استكبار جهانی خواندند و با تشریح دلایل كینه ورزی صهیونیستها نسبت به اسلام و قرآن، تاكید كردند: سیاستمداران آمریكا اگر در ادعای دخالت نداشتن خود صادقند باید عاملان این جنایت شنیع و پشتیبانان مالی آن را كه دل ملتهای مسلمان را به درد آورده اند، به مجازات متناسب با این جرم بزرگ برسانند.

متن پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
قال الله العزیز الحكیم: یُریدونَ لِیُطفِئوا نورَاللهِ بِاَفواهِهِم واللهُ مُتِمُّ نورِه وَلوكَرِهَ الكافِرون
ملت عزیز ایران؛ امت بزرگ اسلام
دست پلید دشمنان اسلام بار دیگر با اهانت به پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم كینه ی عمیق خود را آشكار ساخت و با اقدامی جنون آمیز و نفرت انگیز، خشم مجموعه های خبیث صهیونیستی را از تلألؤ روزافزون اسلام و قرآن در جهان كنونی نشان داد. در روسیاهی عاملان این جنایت و گناه بزرگ همین بس كه مقدسترین و نورانی ترین چهره میان مقدسات عالم را آماج یاوه های مشمئز كننده ی خویش ساخته اند. پشت صحنه ی این حركت شرارتبار، سیاستهای خصمانه ی صهیونیسم و امریكا و دیگر سران استكبار جهانی است كه به خیال باطل خود میخواهند مقدسات اسلامی را در چشم نسلهای جوان در دنیای اسلام از جایگاه رفیع خود فروافكنده و احساسات دینی آنان را خاموش كنند. اگر از حلقه های قبلی این زنجیره ی پلید یعنی سلمان رشدی و كاریكاتوریست دانماركی و كشیش های امریكایی آتش زننده قرآن حمایت نمیكردند و دهها فیلم ضد اسلام را در بنگاههای وابسته به
سرمایه داران صهیونیست سفارش نمیدادند، امروز كار به این گناه عظیم و غیرقابل بخشش نمی رسید. متهم اول در این جنایت، صهیونیسم و دولت امریكا است. سیاستمداران امریكا اگر در ادعای دخالت نداشتن خود صادقند باید عاملان این جنایت شنیع و پشتیبانان مالی آن را كه دل ملتهای مسلمان را به درد آورده اند، به مجازات متناسب با این جرم بزرگ برسانند.
برادران و خواهران مسلمان در سراسر جهان نیز بدانند كه این حركات مذبوحانه ی دشمنان در برابر بیداری اسلامی، نشانه ی عظمت و اهمیت این خیزش و مبشّر رشد روزافزون آن است،

والله غالبٌ علی امره
سیدعلی خامنه ای
23/شهریور/1391




نوع مطلب :
سربرگ های دیگر : توهین به پیامبر بزرگوار اسلام، واکنش امام خامنه ای در مورد توهین به ساحت مقدس پیامبر بزرگوار اسلام،

ثلاث کلمات من مولانا علی علیه السلام : الهی كفی بی عزا ان اكون لك عبدا و كفی بی فخرا  ان تكون   لی   ربا   ،   انت  كما   احب     فاجعلنی  كما   تحب   .
معبودا بس است مرا این عزت كه بنده توام و بس است مرا این افتخار كه تو پروردگار منی. تو چنانی كه دوست میدارم مرا چنان كن كه دوست میداری.



نوع مطلب :
سربرگ های دیگر :

روایات زیبااز صادق ال محمد(ص)

 

1- طلبتُ الجنة، فوجدتها فی السخأ: بهشت را در بخشندگی و جوانمردی یافتم.

 

2- و طلبت ثقل المیزان، فوجدته فی شهادة «ان لا اله الا الله و محمد رسول الله»: و سنگینی ترازوی اعمال را در گواهی به یگانگی خدا تعالی و رسالت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) یافتم.

 

3- و طلبت السرعة فی الدخول الی الجنة، فوجدتها فی العمل لله تعالی: سرعت در ورد به بهشت را در كار خالصانه برای خدای تعالی یافتم.

 

4- و طلبتُ حب الموت، فوجوته فی تقدیم المال لوجه الله: و دوست داشتن مرگ را در پیش فرستادن ثروت (انفاق) برای خشنودی خدای تعالی یافتم.

 

5- و طلبت حلاوة العبادة، فوجدتها فی ترك المعصیة: و شیرینی عبادت را در ترك گناه یافتم.

 

6- و طلبت رقة القلب، فوجدتها فی الجوع و العطش: و رقت (نرمی) قلب را در گرسنگی و تشنگی (روزه) یافتم.

 

7- و طلبت نور القلب، فوجدته فی التفكر و البكأ: و روشنی قلب را در اندیشیدن و گریستن یافتم.

 

8- و طلبت الجواز علی الصراط، فوجدته فی الصدقة: و (آسانی) عبور بر صراط

 

را در صدقه یافتم.

9- و طلبت نور الوجه، فوجدته فی صلاة اللیل: و روشنی رخسار را در نماز شب یافتم.

 

10- و طلبت فضل الجهاد، فوجدته فی الكسب للعیال: و فضیلت جهاد را در به دست آوردن هزینه زندگی زن و فرزند یافتم.

 

11- و طلبت حدب الله عزوجل، فوجدته فی بغض اهل المعاصی: و دوستی خدای تعالی را در دشمنی با گنهكاران یافتم.

 

12- و طلبت الرئاسة، فوجدتها فی النصیحة لعبادالله: و سروری و بزرگی را در خیرخواهی برای بندگان خدا یافتم.

 

13- و طلبت فراغ القلب، فوجدته فی قلة المال: و آسایش قلب را در كمی ثروت یافتم.

 

14- و طلبت عزائم الامور، فوجدتها فی الصبر: و كارهای پر ارزش را در شكیبایی یافتم.

 

15- و طلبت الشرف، فوجدته فی العلم: و بلندی قدر و حسب را در دانش یافتم.

 

16- و طلبت العبادة فوجدتها فی الورع: و عبادت را در پرهیزكار یافتم .

 

17- و طلبت الراحة، فوجوتها فی الزهد: و آسایش را در پارسایی یافتم.

 

18- و طلبت الرفعة، فوجدتها فی التواضع: برتری و بزرگواری را در فروتنی یافتم.

 

19- و طلبت العز، فوجدته فی الصدق: و عزت (ارجمندی) را در راستی و درستی یافتم.

 

20- و طلبت الذلة، فوجدتها فی الصوم: و نرمی و فروتنی را در روزه یافتم.

 

21- و طلبت الغنی، فوجدته فی القناعة: و توانگری را در قناعت یافتم.

 

22- و طلبت الانس، فوجدته فی قرائة القرآن: و آرامش و همدمی را در خواندن قرآن یافتم.

 

23- و طلبت صحبة الناس، فوجدتها فی حسن الخلق: و همراهی و گفتگوی با مردم را در خوشخویی یافتم.

 

24- و طلبت رضی الله، فوجدته فی برالوالدین: و خوشنودی خدا تعالی را در نیكی به پدر و مادر یافتم.

 

مستدرك الوسائل، ج 12، ص 173 - 174، ح 13810

 



نوع مطلب :
سربرگ های دیگر :
چهارشنبه 22 شهریور 1391


نام:جعفر (به معنى نهر جارى پرفایده)

كنیه:ابوعبداللّه

لقب:صادق

پدر:حضرت محمد بن على (ع)

مادر:معروف به ام فروه، دختر قاسم بن محمد بن ابى بكر

 

تاریخ ولادت: یكشنبه 17 ربیع الاول ، سال83 هجرى

مكان ولادت:مدینه

مدت عمر مبارك 65 :سال

علت شهادت:مسمومیت

قاتل ملعون:منصور دوانیقى (خلیفه عباسی)

زمان شهادت:یكشنبه 25 شوال ، سال 148 هجرى

مدفن مطهر:قـبـر شریفش در قبرستان بقیع (واقع در مدینه منوره)
دركنار قبر پدر و جدّ و عمویش امام حسن مجتبى (علیه السلام) مى باشد.



نوع مطلب :
سربرگ های دیگر :

برخى وصیتهاى امام صادق علیه السلام براى شیعیان




1.
وصیت امام به زید شحام:
زید شحام مى‏گوید: ابوعبدالله (ع) به من فرمود: به همه کسانى که به نظر تو، مطیع ما هستند و از ما حرف مى‏شنوند، سلام برسان.
من همه شما را به تقواى الهى و ورع دینى فرا مى‏خوانم، و اینکه براى خدا کوشش کنید، راستگو باشید، اداى امانت کنید و سجده‏هاى طولانى داشته باشید و براى همسایگان خوبى باشید که محمد(ص) ، با این تعالیم و آموزشها آمده است.
امانت و ودیعه اشخاصى را که شما را امین شناخته‏اند و چیزى را به شما سپرده‏اند، چه نیکوکار باشند یا بدکار، به ایشان سالم پس دهید؛ زیرا رسول الله صوات الله علیه دستور دادند که حتى نخ و سوزن هم تحویل شود.
و به خویشاوندان و اقوام خود صله و احسان کنید و بر جنازه آنان و در تشییع شان شرکت نمائید و بیمارانشان را عیادت کنید و حقوق ایشان را ادا نمائید؛ چون اگر یکى از شما (چنین رفتار کند و) در دین خویش ورع داشته باشد، راست بگوید، اداى امانت کند و با مردم خوش اخلاق و خوشرفتار باشد، گفته مى‏شود: این جعفرى است و من خوشحال میشوم و از این وضع دلشاد مى‏گردم و گفته مى‏شود: اینگونه است ادب و تربیت جعفر، اما اگر جز این باشید، گرفتارى و ننگ و عار شما بر من است و گفته مى‏شود: اینگونه است تعلیم و تربیت جعفر؟
به خدا سوگند، حدیث کرد مرا پدرم که مردى در میان قبیله‏ اى از شیعیان على (ع) شمرده مى‏شود که وارسته ‏ترین، امانت‏دارترین، راستگوترین، و درزمینه قضاوت، عادلترین آنان باشد و وقتى از افراد قبیله راجع به او سؤال شود که او چگونه مردى است، پاسخ دهند: چه کسى همانند اوست؟ راستى که او امین‏ترین و صادق‏ترین ماست.


2.
وصیت امام به مؤمن الطاق:
اى پسر نعمان! از مراء و لجبازى دور باشد که عمل تو را تباه مى‏سازد و از جدال و کشمکش بپرهیز که تو را هلاک گرداند و از ستیزه جوئیهاى فراوان بپرهیز که تو را از خدا دور مى‏کند. مردمى در زمان گذشته وجود داشته‏اند که سکوت را تمرین مى‏کردند و شما سخن گفتن و حرف زدن را یاد مى‏گیرید.
جمعى از پیشینیان به قصد عبادت و بندگى، ده سال سکوت مى‏کردند و خود را بدین وسیله مى‏آزمودند که اگر دراین آزمایش سرافراز بیرون مى‏آمدند، خود را اهل تعبد وبندگى مى‏دانستند، والا مى‏گفتند: من کجا و بندگى خدا کجا؟ مى‏گفتند: کسى نجات پیدا مى‏کند که از گناه و لغزش و حرف زشت کاملاً بپرهیزد و سکوت نماید و در دولت باطل، برآزار و اذیت، شکیبا باشد. اینان برگزیدگان، خالصان و دوستان واقعى خدایند و مؤمنان راستین همینانند. به خدا سوگند، اگر یکى از شما در راه خدا زمینى پر از طلا احسان کند اما به برادر ایمانى خود حسد ورزد، با همین طلاها بدنش داغ خواهد خورد و کیفر خواهد دید.
اى پسر نعمان! هر کس از او چیزى سؤال شود و با اینکه (اجمالاً) مى‏داند ولى بگوید نمى‏دانم، بدون شک با مسائل علمى منصفانه برخورد کرده است. و مؤمن در جائى که نشسته است، دچار وسوسه حسد مى‏شود؛ لیکن وقتى بلند شد و رفت، حسد و کینه هم از بین مى‏رود.
اى پسر نعمان! اگر مى‏خواهى دوستى برادر دینى تو برایت خالص باشد با او مزاح نکن؛ لجبازى، فخر فروشى و ستیزه نیز منما. دوستت را از همه اسرار و رازهایت آگاه مساز، بلکه به همان اندازه که اگر دشمن تو آگاه گردد، نتواند ضرر و زیانى به تو بزند؛ چون دوست هم ممکن است روزى دشمن شود.
اى پسر نعمان! بلاغت نه با تیز زبانى و تندگوئى است و نه با پر حرفى بلکه فقط به معنى توجه داشتن و دلیل محکم آوردن است.


3.
وصیت امام به حمران بن اعین:
اى حمران! در زندگى خود، به اشخاص پائین‏تر از خود (در مکنت و دارائى) نظر کن و به مردمى که در توانائى مالى از تو بالاترند نگاه نکن؛ چون در این صورت است که به قسمت و بهره خود قانع و راضى خواهى بود و بدین وسیله، به بهره بیشترى از سوى پروردگارت دست خواهى یافت.
و بدان که عمل و عبادت اندک ولى دائم و پیوسته که بر مبناى یقین باشد نزد خداوند با ارزشتر از عمل و عبادت زیادى است که براساس یقین نباشد. و بدان که هیچ ورع و تقوائى، برتر از اجتناب از حرامهاى الهى و خوددارى از آزار مؤمنان و غیبت ایشان نیست. و هیچ زندگى اى گواراتر از خوش اخلاقى و هیچ مالى سودمندتر از قناعت به کفاف، و هیچ جهلى مضرتر از عجب و خودپسندى نمى‏باشد.


4.
وصیت امام به مفضل بن عمر:
تو را و خودم را به تقواى الهى و اطاعت از فرمان او سفارش مى‏کنم؛ زیرا طاعت، ورع، تواضع براى خدا، آرامش، کوشش، عمل به فرمان الهى، خیر خواهى براى رسولان او، تلاش در تحصیل رضاى خداوند، و اجتناب از محرمات الهى همگى از آثار و نتایج تقوى است. بدون تردید آن کس که تقوى پیشه مى‏سازد، خود را به خواست خدا از آتش برکنار نگاه داشته و به تمام خیر دنیا و آخرت دست یافته است. و هر کس دیگران را به رعایت تقوى و داشتن پروا دعوت و توصیه کند، بهترین موعظه و نصیحت را انجام داده است. خداوند در پرتو لطف و مرحمتش ما را از متقیان و پرواپیشگان قرار دهد.


5.
وصیت امام به جمیل بن دراج:
بهترین شما ،سخاوتمندان شماست و بدترین شما بخیلان و تنگ نظران شماست. و از عمده‏ترین کارهاى شایسته، نیکى و احسان به برادران دینى و کوشش در رفع نیازمندیهاى ایشان است که بدین وسیله دماغ شیطان به خاک مالیده مى‏شود و انسان از شعله آتش محفوظ مى‏ماند و وارد بهشت مى‏شود. اى جمیل! این سخن مرا به یاران و اصحاب نیکوکارت برسان.
جمیل پرسید: فدایت شوم، اصحاب نیکوکار من کیستند؟
امام فرمود: آنان که هم در سختى و هم در رفاه به برادران دینى خود نیکى و احسان مى‏کنند. اى جمیل! انجام چنین کارى براى شخص دارا، آسان است.
خداوند عزوجل شخص نادار را در این زمینه ستوده است آنجا که فرمود: «و یؤثرون على انفسهم و لو کان بهم خصاصة و من یوق شُحّ نفسه فأولئک هم المفلحون».


6.
وصیت امام به معلى بن خنیس:
امام خطاب به معلى موقعى که عازم سفر بود فرمود: اى معلى! تنها از خداوند عزت بخواه که تو را عزیز خواهد کرد.
معلى پرسید: چگونه‏اى فرزند رسول خدا ؟
امام فرمود: اى معلى! از خدا بترس، همه چیز از تو خواهد ترسید. اى معلى! با عطا و بخشش، محبت دوستانت رإ؛صظ به سوى خود جلب کن که خدایتعالى عطا و بخشش را عامل محبت و خوددارى و منع را انگیزه عداوت و دشمنى قرار داده است.
پس اینکه از من چیزى بخواهید و من آن را به شما بدهم نزد من دوست داشتنى‏تر از آن است که چیزى از من نخواهید و من هم چیزى به شما ندهم و در نتیجه نسبت به من احساس کینه و عدوات کنید. و هر چه خداوند عزوجل به دست من به شما مى‏رساند، در حقیقت، سپاس براى اوست. پس در برابر عطا و بخشش من، سپاسگزار خدا باشید.


7.
وصیت امام به سفیان ثورى :
سفیان مى‏گوید: صادق، فرزند صادق یعنى جعفر بن محمد علیهما السلام را دیدار و عرض کردم: اى فرزند رسول الله! مرا توصیه و سفارش بفرمائید.
امام: اى سفیان! شخص دروغگو مروت و مردانگى، و آدم بیحال دوستى و رفاقت، و انسان حسود راحتى ندارد، و شخص بد اخلاق، به سیادت و آقائى نمى‏رسد.
سفیان: باز بفرمائید.
امام: اى سفیان! به خدا اطمینان داشته باش تا مؤمن راستین شوى و به قسمت خدا راضى باش تا بى نیاز گردى و با همسایه‏ات به خوبى رفتار کن تا مسلمان شمرده شوى و هرگز با شخص فاجر و نابکار هم صحبت و رفیق مباش که او فجور و زشتکارى به تو یاد مى‏دهد و همیشه در مسائل زندگى با کسانى که از خدا خشیت دارند، مشورت کن.
سفیان: باز بفرمائید.
امام :اى سفیان! هر کس خواهان عزت باشد بدون قوم و خویش، و بى نیازى بخواهد بدون مال و دارائى، و طالب شکوه و عظمت باشد بدون سلطنت و حکومت، باید از چهار چوب ذلت و خوارى معصیت بیرون آید و به دایره عزت طاعت الهى قدم بگذارد .
یک روز سفیان به امام صادق (ع) عرض کرد: از حضورتان نمى‏روم مگر آنکه مرا حدیث بفرمائید.
امام فرمود: من براى تو حدیث بازگو مى‏کنم، ولى زیادى حدیث تو را سود نمى‏بخشد.
اى سفیان! هرگاه خداوند نعمتى به تو عطا کرد و تو دوست داشتى که آن نعمت براى تو پایدار بماند، پس فراوان حمد و سپاس خدا را به جاى آور که خداوند عزوجل در قرآن مى‏فرماید: «لان شکرتم لازیدنّکم» (اگر سپاس گوئید بر (نعمت) شما مى‏افزائیم). و{ ابراهیم 7}
اگر روزى تو اندک شد و دیر به تو رسید، زیاد استغفار کن که در قرآن مى‏فرماید: استغفروا ربکم انه کان غفاراً یرسل السماء علیکم مدراراً و یمددکم بأموال و بنین و یجعل لکم جنات و یجعل لکم أنهاراً . (از خداوند طلب مغفرت کنید که او{ البقره 171} بسیار عفو کننده است. آسمان را براى شما مى‏باراند و شما را با دارائیها و فرزندان کمک و یارى مى‏کند و براى شما باغها و بهشتها قرار مى‏دهد و رودها و چشمه‏ها جارى مى‏سازد).
اى سفیان! هرگاه از دست سلطان و جبارى محزون و دلگیر شدى زیاد «لاحول ولا قوة الا بالله» بگو که آن کلید فرج و گشایش و گنجى از گنجهاى بهشتى است .
سفیان پس از شنیدن این نصایح و وصیتها با حرکات دستش مى‏گفت سه سفارش و چه سفارشهائى
!

 

 



نوع مطلب :
سربرگ های دیگر :

در محضر امام صادق علیه السلام

حدثنى محمد بن الحسن رضى الله عنه عن محمد بن الحسن الصفا قال حدثنى احمد بن اسحاق بن سعد بن بکر بن محمد الازدى عن ابى عبدالله علیه السلام قال تجلسون و تتحدثون قال قلت جعلت فقداک نعم قال ان تلک المجالس احبها فاحیوا امرنا انه من ذکرنا او ذکرنا عنده فخرج من عینه مثل جناح الذباب غفر الله له ذنوبه ولو کانت اکثر من زبد البحر.

ترجمه

راوى مى گوید امام صادق علیه السلام از من پرسید آیا در مجالس خود از ما سخن مى گویید؟ عرض کردم فدایت گردم ، آرى . فرمودند :همانا این مجالس را دوست دارم . امر ما را زنده کنید. همانا کسى که از ما سخن گوید یا نزد او سخنى از ما بگویند و به مقدار بال مگسى از چشمانش اشک خارج شود، خداوند گناهان او را مى بخشد، گرچه بیشتر از کف دریا باشد.

- امام صادق علیهالسلام فرمود:

سه چیز محبت میآورد: قـرض دادن، فـروتنـى و بخشـش.

 

- امام صادق علیهالسلام فرمود:

سه چیز دشمنـى مـىآورد: دو رویـى، ستـم و خـودبینـى .

 

- امام صادق علیهالسلام فرمود:

سه چیز در هر كس باشد منافق است، اگر چه اهل نماز و روزه باشد: كسی که دروغ میگوید، کسی که وعده میدهد و خلاف عمل میکند، و کسی که امین میدانندش ولی او خیانت نماید.

 

- امام صادق علیهالسلام فرمود:

با احمق مشورت نكن، از دروغگو یارى مجو، و به دوستى زمامداران اعتماد مكن.

 

- امام صادق علیهالسلام فرمود:

سه چیز موجب بزرگوارى شخص است: خوشخویى، فرو بردن خشم، و فرو بستن چشم .

 

- امام صادق علیهالسلام فرمود:

محبـوبتـرین بـرادرانـم نزد من، كسـى است كه عیبهایـم را به من هدیه كنـد.

امام صادق (ع):

در چهار وقت دعا مستجاب خواهد شد: هنگام نماز وِتر، بعد از نماز صبح ، بعد از نماز ظهر، بعد از نماز مغرب

امام جعفر صادق (ع):چهار چیز نشانه نفاق است:

سنگ دلی

اشک نریختن

اصرار بر گناه

و حرص بر دنیا
امام صادق(ع):

مایه ی زینت ما باشید، نه مایه عیب ما

با مردم نیکو سخن بگویید و زبان خود را نگاه دارید

و آن را از حرف های بیهوده و سخنان زشت باز دارید

امام صادق (ع):

اِمتَحِنُوا شِیعَتَنا عِندَ ثَلاثٍ:

عِندَ مَواقیتِ الصلَواتِ کیفَ مُحافَظَتُهُم علَیها،

وعِندَ أسـرارِهِم کیفَ حِفظُهُم لَها عَن عَدُوِّنـا،

و إلى‏ أموالِهِم کیفَ مُواساتُهُم لإِخوانِهم فیها

شیعیان ما را در سه چیز بیازمایید :

در مواظـبـت بر اوقـــات نمـــازها ،

در نگهدارى اسرارشان از دشمنان ما

و در همدردى و کمک مالى به برادرانشان

 

(میزان الحکمه، باب صفات الشّیعه)

 

ثلاث من علامات المؤمن : علمه بالله و من یحب و من یبغض .

امام جعفر صادق (ع) : سه چیز از علامات مؤمن است : شناختن خدا و شناختن دوستان و دشمنان خدا .

 

امام صادق علیه السلام فرموده اند:

 

«  یجب الوالدین علی الولد ثلاثة اشیاء : شکرهما علی کل حال، و طاعتهما فیما یامرانه و ینهیانه عنه فی غیر معصیة الله و نصیحتهما فی السر و العلانیة و تجب للولد علی والده ثلاث خصال:  اختیاره لوالدته و تحسین اسمه و المبالغة فی تادیبه  »

 

پدر و مادر را بر فرزند سه حق است: شکر آنان در هر حال، اطاعتشان در هر امر و نهی که معصیت خدا نباشد و خیرخواهی برای آنها در نهان و عیان

 

و فرزند را بر پدر سه حق است: مادر خوب انتخاب کردن، نام نیکو نهادن و پرورش خوب دادن

 

تحف العقول، ص 337 به نقل از رساله حقوق امام سجاد علیه السلام شرح نراقی

 

امام صادق (ع) : سفیان ثوری گوید : به حضرت صادق (ع) عرض کردم : یابن رسول الله مرا نصیحت کنید : فرمود : سفیان ! دروغگو جوانمردی ندارد . زود رنج رفیق ندارد . حسود روی آسایش نبیند . بد اخلاق مجد و بزرگی نیابد.گفتم : یاابن رسول الله ! باز هم بفرمایید : فرمود : سفیان به خدا اعتماد کن که ایمان همین است . به داده او راضی باش که بی نیازی این است . با همسایه خوشرفتاری کن تا مسلمان باشی . با بی دین رفاقت نکن که فسق و فجورش را به تو می آموزد . و با مردم خداترس مشورت کن. نصایح صفحه 197

 

امام صادق علیه السلام فرمودند:

هیچ مسلمانی نیست که برای رضای خدا به مسلمان دیگر قرض دهد

مگر آنکه تا زمانی که آن مال به او بازگردد

خداوند هر روز پاداش صدقه دادن آن مال را به نام او ثبت می کند

 

 

 



نوع مطلب :
سربرگ های دیگر :

امام صادق علیه السلام از منظر دانشوران اهل سنت



درباره ی عظمت امام صادق(ع) نه تنها توسط شیعیان به فراوانی سخن گفته شده است، بلکه دراین باره جمع کثیری از دانشوران و بزرگان اهل سنت و جماعت لب به سخن گشوده اند. پیشوایان مذاهب اهل سنت،عالمان نامدار اسلامی و صاحب نظران زبردست در باره ی برجستگی های علمی، عملی، اخلاقی، کرامت و عظمت آن امام هدایت، امام جعفرصادق(ع) بسیار سخن گفته اند. اینک در این نوشتار به طور گذرا به بیان برخی از این اظهار نظرها و اعترافات می پردازیم.

ابوحنیفه و امام صادق(ع)
«نعمان بن ثابت بن زوطی » معروف به «ابوحنیفه » (80 150ه. ق.) پیشوای فرقه ی حنفی که از نظر زمانی معاصر با امام صادق(ع) بود، درباره ی عظمت امام صادق(ع) اظهارات و اعترافات خوبی دارد. از جمله درباره ی آن حضرت گفت: «مارایت افقه من جعفربن محمد و انه اعلم الامه » من فقیه تر و داناتر از جعفربن محمد ندیده ام. او داناترین فرداین امت است. (1)

در زمان امام صادق(ع) منصور دوانقی، خلیفه ی مقتدر عباسی، قدرت سیاسی را در اختیار داشت، او همواره از مجد وعظمت بنی علی وبنی فاطمه به ویژه امام صادق(ع) رنج می برد و برای رهایی از این رنج گاهی ابوحنیفه راتحریک می کرد که در برابر امام صادق(ع)بایستد; منصور عباسی او را به عنوان مهم ترین دانشوران عصرتکریم می کرد تا شاید بتواند برمجد و عظمت علمی امام جعفربن محمد(ع) فائق آید.

در این رابطه خود ابوحنیفه نقل می کند و می گوید: «روزی منصور دوانقی کسی را نزد من فرستاد و گفت: ای ابوحنیفه!مردم شیفته ی جعفربن محمد شده اند، او در بین مردم از پایگاه اجتماعی وسیعی بهره مند است، تو برای این که پایگاه جعفربن محمدرا خنثی کنی و در دید مردم از عظمت او به خصوص از عظمت علمی او بکاهی، چند مساله ی پیچیده و غامض را آماده کن و در وقت مناسب از او بپرس تا بلکه باناتوان شدن جعفربن محمد از پاسخ گویی، او را تحقیر نمایی و دیگر، مردم شیفته ی او نباشند و ازاو فاصله بگیرند.

در همین رابطه من چهل مساله ی مشکل را آماده کردم و در یکی ازروزها که منصور در «حیره » بود و مرا طلبید، به حضورش رسیدم.همین که وارد شدم، دیدم جعفربن محمد در سمت راستش نشسته است،وقتی که چشمم به آن حضرت افتاد، آن چنان تحت تاثیر ابهت وعظمت او قرار گرفتم که از توصیف آن عاجزم. با دیدن منصورخلیفه ی عباسی آن ابهت به من دست نداد، در حالی که منصور خلیفه است و خلیفه به جهت این که قدرت سیاسی در اختیارش ست بایدابهت داشته باشد. سلام گفتم و اجازه خواستم تا درکنارشان بنشینم;خلیفه با اشاره اجازه داد و در کنارشان نشستم. آن گاه منصورعباسی به جعفربن محمد نگاه کرد و گفت: ابو عبدالله! ایشان ابوحنیفه هستند.

او پاسخ داد: بلی، او را می شناسم. سپس منصور به من نگاهی کرد وگفت: ابوحنیفه! اگر سوالی داری از ابوعبدالله، جعفربن محمدبپرس و با او در میان بگذار. من گفتم: بسیار خوب. فرصت راغنیمت شمردم و چهل مساله ای را که از پیش آماده کرده بودم، یکی پس از دیگری با آن حضرت درمیان گذاشتم. بعد از بیان هرمساله ای، امام صادق(ع) در پاسخ آن بیان می فرمود:

عقیده ی شما در این باره چنین و چنان است، عقیده ی علمای مدینه در این مساله این چنین ا ست و عقیده ی ماهم این است.

در برخی از مسائل آن حضرت با نظر ما موافق بود و در برخی هم بانظر علمای مدینه موافق بود و گاهی هم با هردو نظر مخالفت می کردو خودش نظر سومی را انتخاب می کرد و بیان می داشت.

من تمامی چهل سؤال مشکلی را که برگزیده بودم یکی پس از دیگری با او در میان گذاشتم و جعفربن محمد هم بدین گونه ای که بیان شدبه جملگی آن ها، با متانت تمام و با تسلط خاصی که داشت پاسخ گفت.»

سپس ابوحنیفه بیان داشت: «ان اعلم الناس اعلمهم باختلاف الناس » «همانا دانشمندترین مردم کسی است که به آراء و نظریه های مختلف دانشوران در مسائل علمی احاطه و تسلط داشته باشد.» و چون جعفربن محمد این احاطه را دارد، بنابراین او داناترین فرداست.» (2)

همو درباره ی عظمت علمی امام صادق(ع) بیان داشت: «لولا جعفربن محمد ما علم الناس مناسک حجهم.» (3) اگر جعفربن محمد نبود، مردم احکام و مناسک حجشان رانمی دانستند.

مالک بن انس و امام صادق(ع)
مالک بن انس (17997 ه .ق) یکی از پیشوایان چهارگانه ی اهل سنت و جماعت و رئیس فرقه ی مالکی است که مدتی افتخار شاگردی امام صادق(ع) نصیب وی شد. (4) او در باره ی عظمت و شخصیت علمی و اخلاقی امام صادق(ع) چنین می گوید: «ولقد کنت آتی جعفربن محمد و کان کثیرالمزاح و التبسم، فاذاذکر عنده النبی(ص) اخضر و اصفر، و لقد اختلفت الیه زمانا وماکنت اراه الا علی ثلاث خصال: اما مصلیا و اما صائما وامایقراء القرآن. و ما راءیته قط یحدث عن رسول الله(ص) الا علی الطهاره و لا یتکلم فی مالا یعنیه و کان من العلماءالزهاد الذین یخشون الله و ماراءیته قط الا یخرج الوساده من تحته و یجعلهاتحتی.» (5)

«مدتی به حضور جعفربن محمد می رسیدم. آن حضرت اهل مزاح بود.
همواره تبسم ملایمی برلب هایش نمایان بود. هنگامی که در محضر آن حضرت نام مبارک رسول گرامی اسلام(ص) به میان می آمد، رنگ رخساره های جعفربن محمد به سبزی و سپس به زردی می گرایید. در طول مدتی که به خانه ی آن حضرت آمد و شد داشتم، او را ندیدم جز این که در یکی از این سه خصلت و سه حالت به سر می برد، یا او را درحال نماز خواندن می دیدم و یا در حالت روزه داری و یا در حالت قرائت قرآن.

من ندیدم که جعفربن محمد بدون وضو و طهارت از رسول خدا(ص)حدیثی نقل کند. من ندیدم که آن حضرت سخنی بی فایده و گزاف بگوید. او از عالمان زاهدی بود که از خدا خوف داشت. ترس از خداسراسر وجودش را فراگرفته بود.

هرگز نشد که به محضرش شرفیاب شوم، جز این که زیراندازی که زیرپای آن حضرت گسترده شده بود، آن را از زیرپایش برمی داشت وزیر پای من می گستراند.»

مالک بن انس درباره ی زهد و عبادت و عرفان امام صادق(ع) بیان داشت: به همراه امام صادق(ع) به قصد مکه و برای انجام مناسک حج ازمدینه خارج شدیم. به مسجد شجره که میقات مردم مدینه است،رسیدیم. لباس احرام پوشیدیم، در هنگام پوشیدن لباس احرام تلبیه گویی یعنی گفتن: «لبیک اللهم لبیک » لازم است. دیگران طبق معمول این ذکر را بر زبان جاری می کردند.»

مالک می گوید: من متوجه امام صادق(ع) شدم، دیدم حال حضرت منقلب است. امام صادق(ع) می خواهد لبیک بگوید ولی رنگ رخساره اش متغیرمی شود. هیجانی به امام دست می دهد و صدا در گلویش می شکند، وچنان کنترل اعصاب خویش را از دست می دهد که می خواهد بی اختیار ازمرکب به زمین بیفتد. مالک می گوید: من جلو آمدم و گفتم: ای فرزند پیامبر! چاره ای نیست این ذکر را باید گفت. هر طوری که شده باید این ذکر را بر زبان جاری ساخت.

حضرت فرمود: «یابن ابی عامر! کیف اجسر ان اقول لبیک اللهم لبیک و اخشی ان یقول عزوجل لا لبیک و لا سعدیک.» ای پسر ابی عامر! چگونه جسارت بورزم و به خود جرات و اجازه بدهم که لبیک بگویم؟ «لبیک » گفتن به معنای این است که خداوندا، تو مرا به آن چه می خوانی با سرعت تمام اجابت می کنم وهمواره آماده ی انجام آن هستم. با چه اطمینانی با خدای خود این طور گستاخی کنم و خود را بنده ی آماده به خدمت معرفی کنم؟! اگردر جوابم گفته شود: «لالبیک و لاسعدیک » آن وقت چه کنم؟ (6)

همو در سخنی دیگر درباره فضیلت و عظمت امام صادق(ع) می گوید: «ما راءت عین و لا سمعت اذن و لا خطر علی قلب بشر افضل من جعفربن محمد» (7) هیچ چشمی ندیده است و هیچ گوشی نشنیده است و به قلب هیچ بشری خطور نکرده است، مردی که با فضیلت تر از جعفربن محمد باشد.

درباره ی مالک بن انس نوشته اند: «و کان مالک بن انس یستمع من جعفربن محمد و کثیرا مایذکر من سماعه عنه و ربما قال حدثنی الثقه یعنیه.»
مالک بن انس از جعفربن محمد سماع حدیث می نمود و بسیار آن چه راکه از او سماع می کرد، بیان می نمود و چه بسا می گفت: این حدیث رامرد ثقه به من حدیث کرده است که مرادش جعفربن محمد بود. (8)

حسین بن یزید نوفلی می گوید: «سمعت مالک بن انس الفقیه یقول والله ما راءت عینی افضل من جعفربن محمد(ع) زهدا و فضلا و عباده و ورعا. و کنت اقصده فیکرمنی و یقبل علی فقلت له یوما یاابن رسول الله ما ثواب من صام یوما من رجب ایمانا و احتسابا فقال (و کان والله اذا قال صدق) حدثنی ابیه عن جده قال قال رسول الله(ص) من صام یوما من رجب ایمانا و احتسابا غفرله فقلت له یا ابن رسول الله فی ثواب من صام یوما من شعبان فقال حدثنی ابی عن ابیه عن جده قال قال رسول الله(ص) من صام یوما من شعبان ایمانا و احتساباغفرله.» (9)

از مالک بن انس فقیه شنیدم که گفت: به خدا سوگند! چشمان من ندیدفردی را که از جهت زهد، علم، فضیلت، عبادت و ورع برتر ازجعفربن محمد باشد. من به نزد او می رفتم. او با روی باز مرامی پذیرفت و گرامی می داشت. روزی از او پرسیدم: ای پسر پیامبر!ثواب روزه ی ماه رجب چه میزان است؟ او در پاسخ روایتی از پیامبرنقل کرد. به خدا سوگند هرگاه چیزی از کسی نقل کند درست و راست نقل می کند. او در پاسخ گفت: پدرم از پدرش و ازجدش و از پیامبرنقل کرده است که ثواب روزه ی ماه رجب این است که گناهانش بخشیده می شود. سپس این پرسش را در باره ی روزه ی ماه شعبان هم بیان کردم و حضرت همان پاسخ را داد.

ابن شبرمه و امام صادق(ع)
عبدالله بن شبرمه بن طفیل ضببی معروف به «ابن شبرمه » (72-144 ه .ق) قاضی و فقیه نامدار کوفه، درباره ی امام صادق(ع)می گوید:
«ماذکرت حدیثا سمعته من جعفربن محمد(ع) الا کادان یتصرع له قلبی سمعته یقول حدثنی ابی عن جدی عن رسول الله.» (10) به یاد ندارم حدیثی را از جعفربن محمد شنیده باشم جز این که درعمق جانم تاثیر گذاشته باشد. از او شنیدم که در نقل حدیث می گفت که از پدرم و از جدم و از رسول خدا(ص) این روایت را نقل می کنم.

همو گفت: «واقسم بالله ما کذب علی ابیه و لا کذب ابوه علی جده و لا کذب جده علی رسول الله.» (11) به خدا سوگند! نه جعفربن محمد در نقل روایات از پدرش دروغ می گفت و نه پدرش برجدش دروغ می گفت و نه او بر پیامبر(ص). یعنی آنچه که در سلسله ی سند روایات جعفربن محمد وجود دارد جملگی درست است.

ابن ابی لیلی و امام صادق(ع)
شیخ صدوق روایتی نقل می کند که محمدبن عبدالرحمان معروف به «ابن ابی لیلی » (74-148 ه .ق) فقیه، محدث، مفتی و قاضی بنام کوفه نزد امام صادق(ع) رفت و از آن حضرت پرسش هایی نمود وپاسخ های خوبی شنید. سپس به امام خطاب کرد و عرض نمود:
«اشهد انکم حجج الله علی خلقه.» (12)
شهادت می دهم که شما حجت های خداوندی بر بندگانش هستید.

عمروبن عبید معتزلی و امام صادق(ع)
«عمروبن عبید معتزلی » به نزد امام جعفربن محمد(ع) مشرف شد،وقتی رسید این آیه را تلاوت نمود: «الذین یجتنبون کبائرالاثم و الفواحش » (13)

سپس ساکت شد. امام صادق(ع) فرمود: چرا ساکت شدی؟ گفت: خواستم که شما از قرآن گناهان کبیره را یکی پس از دیگری برای من بیان نمایی. حضرت شروع کرد وبه ترتیب از گناه بزرگ تر یکی پس ازدیگری را بیان نمود. از بس که امام خوب و عالی پاسخ عمروبن عبید راداد که در پایان عمروبن عبید بی اختیار گریست و فریادزد: «هلک من قال براءیه و نازعکم فی الفضل و العلوم » (14) هرکه به رای خویش سخن بگوید و در فضل و علم با شما منازعه کند، هلاک می شود.

جاحظ و امام صادق(ع)
«ابوبحرجاحظ بصری » (255160 ه .ق) که از دانشوران مشهور قرن سوم بود، درباره ی امام صادق(ع) بیان داشت:
«جعفربن محمدالذی ملاالدنیا علمه و فقهه و یقال ان اباحنیفه من تلامذته و کذلک سفیان الثوری و حسبک بهما فی هذاالباب.» (15)

جعفربن محمد کسی بود که علم و فقه آن حضرت جهان را پرکرده است و گفته می شود که ابوحنیفه و سفیان ثوری از شاگردان او بودند. همین در عظمت علمی آن حضرت کافی است.

عمربن مقدام و امام صادق(ع)
«عمربن مقدام » از علمای معاصر امام صادق(ع) درباره ی آن حضرت می گوید:
«کنت اذا نظرت الی جعفربن محمد علمت انه من سلاله النبیین و قدراءیته واقفا عندالجمره یقول سلونی، سلونی.» (16)

هنگامی که جعفربن محمد را می دیدم، می فهمیدم که او از نسل پیامبران است. خودم دیدم که در جمره ی منی ایستاده بود و ازمردم می خواست که از او بپرسند و از علم سرشار او بهره مندشوند...

شهرستانی و امام صادق(ع)
ابوالفتح محمدبن ابی القاسم اشعری معروف به «شهرستانی »(479-547 ه .ق) درکتاب گرانسنگ «الملل و النحل » درباره ی عظمت امام صادق(ع) می نویسد: «و هو ذوعلم عزیز فی الدین و ادب کامل فی الحکمه و زهر بالغ فی الدنیا و ورع تام عن الشهوات.» (17)

امام صادق(ع) در امور و مسایل دینی، از دانشی بی پایان و درحکمت، از ادبی کامل و نسبت به امور دنیا و زرق و برق های آن، اززهدی نیرومند برخوردار بود و از شهوت های نفسانی دوری می گزید.

ابن خلکان و امام صادق(ع)
ابن خلکان درباره ی امام صادق(ع) می نویسد: «احدالائمه الاثنی عشر علی مذهب الامامیه و کان من سادات اهل البیت و لقب بالصادق لصدق مقالته و فضله اشهر من ان یذکر.»

او یکی از امامان دوازده گانه ی امامیه و از بزرگان اهل بیت رسول خدا(ص) بود. به جهت صدق در گفتارش به لقب صادق شهرت یافت و فضل او مشهورتر از آن است که نیازمند به توضیح داشته باشد.

ابن خلکان همچنین می نویسد: امام صادق(ع) در صنعت کیمیا (شیمی)از مهارت خاصی بهره مند بود، ابوموسی جابربن حیان طرطوسی، شاگرداو بود. جابر کتابی شامل هزار ورق تالیف کرد که تعلیمات جعفربن صادق را در برداشت و حاوی پانصد رساله بود. (18)

ابن حجر عسقلانی و امام صادق(ع)
شهاب الدین ابوالفضل احمدبن علی مصری شافعی، مشهور به «ابن حجر عسقلانی » (773-852 ه .ق) درباره ی امام صادق(ع) می گوید: «جعفربن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب فقیهی است بسیار راست گفتار.» (19)

ابن حجر در کتاب تهذیب التهذیب از ابی حاتم و او از پدرش نقل می کند که درباره ی امام صادق(ع) بیان داشت: «لایساءل عن مثله.»

و نیز می نویسد: ابن عدی گفته است: «و لجعفراحادیث و نسخ و هو من ثقات الناس... و ذکره ابن حبان فی الثقات و قال کان من سادات اهل البیت فقها و علما و فضلا... وقال النسایی فی الجرح و التعدیل ثقه.» (20)

برای جعفربن محمد احادیث و نسخه های بسیار است. او از افرادموثق است. ابن حبان او را در زمره ی ثقات قرار داده است و گفته است: جعفربن محمد از بزرگان اهل بیت رسول خدا(ص) است و ازجهت فقه، علم و فضل مقام بالایی دارد. «نسایی » در جرح و تعدیل،امام صادق(ع) را از افراد «ثقه » معرفی کرده است.

صاحب «سیراعلام النبلاء» و امام صادق(ع)
صاحب «سیراعلام النبلاء» درباره ی امام صادق(ع) می نویسد: جعفربن محمد بن علی بن حسین که از فرزندان حسین بن علی ریحانه ی رسول خدا(ص) است، یکی از بزرگان است که مادرش «ام فروه » دخترقاسم بن محمد بن ابی بکر است و مادر ام فروه «اسماء» دخترعبدالرحمان بن ابی بکر است. به همین جهت است که آن حضرت می گفت: من از دو جهت به ابوبکر منتسبم. او بزرگ بنی هاشم است. از محضرعلمی او افراد بسیاری کسب فیض کردند، از جمله، فرزندش «موسای کاظم»، «یحیی بن سعید انصاری »، «یزید بن عبدالله »، «ابوحنیفه »، «ابان بن تغلب»، «ابن جریح»، «معاویه بن عمار»، «ابن اسحاق »، «سفیان»، «شبعه»، «مالک»،«اسماعیل بن جعفر»، «وهب بن خالد»، «حاتم بن اسماعیل»،«سلیمان بن بلال»، «سفیان بن عینیه »، «حسن بن صالح»،«حسن بن عیاش»، «زهیربن محمد»، «حفص بن غیاث »، «زید بن حسن»، «انماطی»، «سعیدبن سفیان اسلمی»، «عبدالله بن میمون» «عبدالعزیزبن عمران زهری»، عبدالعزیز دراوری»،«عبدالوهاب ثقفی »، «عثمان بن فرقد»، «محمدبن ثابت بنانی»، «محمدبن میمون زعفرانی »، «مسلم زنجی»، «یحیی قطان »، «ابوعاصم نبیل» و... (21)

همو در کتاب «میزان الاعتدال » می نویسد: جعفربن محمد یکی از امامان بزرگ است که مقامی بس بزرگ دارد ونیکوکار و صادق است. (22) ابن حجر هیتمی و امام صادق(ع)

شهاب الدین ابوالعباس، احمدبن بدرالدین شافعی، معروف به «ابن حجر هیتمی » (974909 ه .ق) در «صواعق المحرقه » درباره ی امام صادق(ع) می نویسد: مردم از آن حضرت دانش های بسیاری فرا گرفته اند. این علوم ودانش ها توسط مسافران به همه جا راه یافت و سرانجام آوازه ی جعفربن محمد در همه جا پیچیده شد. عالمان بزرگی مانند «یحیی بن سعید»، «ابن جریج »، «مالک »، «سفیان ثوری »، «سفیان بن عینیه »، «ابوحنیفه »، «شعبه » و «ایوب سجستانی » از اوحدیث نقل کرده اند. (23)

میرعلی هندی و امام صادق(ع)
«میرعلی هندی » که از علمای نامدار اهل سنت است و در همین دوره ی معاصر می زیست درباره ی عظمت علمی و اخلاقی امام صادق(ع) می گوید: آراء و فتاوای دینی تنها نزد سادات و شخصیت های فاطمی رنگ فلسفی به خود گرفته بود. گسترش علم در آن زمان، روح بحث و جستجو رابرانگیخته بود و بحث ها و گفتگوهای فلسفی در همه ی اجتماعات رواج یافته بود. شایسته ی ذکر است که رهبری این حرکت فکری را حوزه ی علمی ای که در مدینه شکوفا شده بود، بر عهده داشت.

ابن حوزه رانبیره ی علی بن ابی طالب(ع) به نام امام جعفر که «صادق » لقب داشت، تاسیس کرده بود. او پژوهشگری فعال ومتفکری بزرگ بود وبا علوم آن عصر به خوبی آشنایی داشت و نخستین کسی بود که مدارس فلسفی اصلی را در اسلام تاسیس کرد.

در مجالس درس او تنها کسانی که بعدها مذاهب فقهی را تاسیس کردند، شرکت نمی کردند بلکه فلاسفه و طلاب فلسفه از مناطق دور دست در آن حاضر می شدند.

«حسن بصری » موسس مکتب فلسفی «بصره » و «واصل بن عطا» موسس مذهب «معتزله »، از شاگردان او بودند که از زلال چشمه ی دانش اوسیراب می شدند. (24)
-----------------------------------
پی نوشتها:
1- شمس الدین ذهبی، سیراعلام النبلاء، ج 6، ص 257; تاریخ الکبیر، ج 2، ص 199 و 198، ح 2183.
2- سیراعلام النبلاء، ج 6، ص 258; بحارالانوار، ج 47، ص 217.
3- شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 519، طبع قم، نشراسلامی.
4- سیراعلام النبلاء، ج 6، ص 256.
5- ابن تیمیه، التوسل و الوسیله، ص 52; جعفریان، حیات فکری وسیاسی امامان شیعه، ص 327.
6- شیخ صدوق، امالی، ص 143، ح 3.
7- شهید مطهری، سیری در سیره ی ائمه اطهار(ع)، ص 149.
8- شرح الاخبار فی فضایل الائمه الاطهار، ج 3، ص 299، ح 1203.
9- امالی صدوق، ص 435 و436، ح 2.
10 و 11- همان، ص 343، ح 16.
12- من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 188، ح 569.
13- سوره نجم، آیه 32.
14- کلینی، کافی، ج 2، ص 287285.
15- رسائل جاحظ، ص 106; حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ص 328.
16- سیراعلام النبلاء، ج 6، ص 257.
17- الملل و النحل، ج 1، ص 147; حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ص 330.
18- وفیات الاعیان، ج 1، ص 327; سیره ی پیشوا، ص 353; حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ص 330.
19- تقریب التهذیب، ص 68.
20- تهذیب التهذیب، ج 2، ص 104.
21- سیراعلام النبلاء، ج 6، ص 255 و256.
22- لغت نامه دهخدا، ج 9، ص 130323.
23- الصواعق المحرقه، ص 201.
24- مختصر تاریخ العرب، ص 193; سیره ی پیشوایان، ص 352.



نوع مطلب :
سربرگ های دیگر : امام صادق، امام صادق و اهل تسنن، امام صادق و دانشمندان اهل سنت، دانشمندان و امام صادق، نظر دانشمندان راجب امام صادق،
پنجشنبه 16 شهریور 1391

آیا میدانید : تعداد ۱۰۱۵۰۳۰ نقطه در قرآن بکار رفته است

آیا میدانید : تعداد ۵۰۹۸ محل وقف در قرآن وجود دارد

آیا میدانید : تعداد ۳۹۵۸۶ عدد کسره در قرآن بکار برده شده است

آیا میدانید : تعداد ۱۹۲۵۳ عددتشدید در قرآن بکار برده شده است

آیا میدانید : بهترین نوشیدنی که در قرآن ذکر شده ( شیر ) می باشد

آیا میدانید : بهترین خوردنی که در قرآن ذکر شده ( عسل ) می باشد

آیا میدانید : بزرگترین عدد در سوره صافات آیه ۱۴۷ آمده که صد هزار می باشد.

آیا میدانید : کمترین حرفی می در قرآن بکار رفته حرف ( ظاء) می باشد

آیا میدانید : بزرگترین سوره قرآن دارای ۲۵۵۰۰ حرف می باشد

آیا میدانید : تعداد کلمات سوره تکویر برابر با تعداد سوره های قران است

آیا میدانید : سوره اخلاص به نسب نامه خداوند معروف است

آیا میدانید : سوره حمد دوبار بر پیامبر نازل شده یکبار در مکه و یکبار در مدیه

آیا میدانید : سوره عادیات منسوب به حضرت علی (ع) است

آیا میدانید : در سوره نساء به قوانین ازدواج اشاره شده است

آیا میدانید : آیه ای که سر بریده امام حسین (ع) در شام تلاوت نمود آیه ۹ سوره کهف می باشد.

آیا میدانید : در آیه ۶ سوره مائده مراحل وضو بیان شده است

آیا میدانید : حضرت سلیمان نخستین شخصی بود که بسم الله الرحمن الرحیم نوشت.

آیا میدانید : حضرت موسی (ع) داماد حضرت شعیب (ع) بود

آیا میدانید : حضرت ادریس (ع) اولین شخصی بود که لباس دوخت و خط نوشت

آیا میدانید : پرنده ای که در دربار حضرت سلیمان (ع) خدمت می کرد (هدهد نام داشت

آیا میدانید : به حیوای که از طرف خدا وحی شد زنبور بود (آیه ۶۸ سوره نحل)

آیا میدانید :صحیفه سجادیه به خواهر قرآن معروف است

آیا میدانید : رودکی، ناصرخسرو و حافظ شاعرانی بودند که در نوجوانی حافظ کل قرآن بودند.

آیا میدانید : سلمان فارسی اولین شخصی بود که سوره حمد را به زبان فارسی ترجمه کرد.

آیا میدانید : استاد محمود خلیل الحصری اولین کسی بود که قرآن را به روش ترتیل خواند.



نوع مطلب :
سربرگ های دیگر : قرآن، شگفتی های قرآن، همه چیز راجب قرآن،


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
تماس با ما